تبليغاتX
عاشقی به رنگ عششششق
متن های عشقولانه و فانتزی عید نوروز 
+تاريخ سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 16:0  نويسندهمجید راد منش  | 

سلام به همه عاشقان ایران زمین              

+تاريخ شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 18:2  نويسندهمجید راد منش  | 

اینم بنر عاشقی به رنگ عشق

اینم کد بنر  ما                  

 

با تمامی وبلاگها تبادل بنر انجام میدم فقط کافیه بنر مارو در وبلاگ خود قرار دهید وبه ما خبر دهید

 

 

+تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 16:10  نويسندهمجید راد منش  | 

 

 
 

شدبهار ودل من اسيرشهر طوفاني انتظارست

 

حرف قلب من اين بود وهست آن زمان كه بيايي بهارست

 

توي دل لحظه هارا شمرده تاتوازشهر غربت بيايي

 

بغض آلاله ها راگرفتم تاكه شايد بدانم كجايي

 

شهر لب باغ دل مرزاحساس حسرت لحظه اي باتوبودن

 

بانگاهت سخن گفتن وبعد شعري ازجنس دريا ساختن

 

عكس رؤياييت رانهادم توي يك قاب عكس طلايي

 

باكمي لاله رويش نوشتم لعنت عشق برتو جدايي

 

هركس كه برايم دلش سوخت عاشقانه شكست ودعا كرد

 

سنگ هم قصه ام راشنيد وصادقانه خداراصدا كرد

                   

+تاريخ یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 17:6  نويسندهمجید راد منش  | 

 

در آن شبهای تنهایی

در آن تاریکی و وحشت

در آن بی مهری غمگین

در آن اندوه در غربت..

گلی زیبا درون شیشه ی قلبم پدید آمد

گلی خوشبو، گل مریم

گلی زیباتر از یک بوستان لاله

گل شبهای مهتابی

گل صحرای بی تابی..

گل خوشبوی من چندی برایم عطرپاشی کرد

برایم دلربایی کرد

ندانستم که با من نیست

ندانستم خزان دارد

ولی افسوس..

بهارش عاقبت سر شد به پیش اشک های من

گلم آهسته پرپر شد

گلی پژمرده پرپر شد

من از پژمردن یک گل نمی گویم!

گلی که با بوسه ی سرو و خزان جان داشت

گل زیبای مریم بود

گل من بود، گل من بود!

گل مریم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهای روشن از امواج نور
در زمستان غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ شیرین روزها
روز پوچی هم چو روزان دگر
سایه ای زامروزها ،دیروزها



سه چیزیا !!!!!!!



پري كوچولو

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها.

سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت.

سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس .

 سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان

و پیامی در راه از سهراب

 

روزي
خواهم آمد ، و پيامي خواهم آورد.
در رگ ها ، نور خواهم ريخت .
و صدا خواهم در داد: اي سبدهاتان پر خواب! سيب
آوردم ، سيب سرخ خورشيد.

خواهم آمد ، گل ياسي به گدا خواهم داد.
زن زيباي جذامي را ، گوشواره اي ديگر خواهم بخشيد.
كور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ!
دوره گردي خواهم شد ، كوچه ها را خواهم گشت . جار
خواهم زد: اي شبنم ، شبنم ، شبنم.
رهگذاري خواهد گفت : راستي را ، شب تاريكي است،
كهكشاني خواهم دادش .
روي پل دختركي بي پاست ، دب آكبر را بر گردن او خواهم آويخت.

هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چيد.
هر چه ديوار ، از جا خواهم بركند.
رهزنان را خواهم گفت : كارواني آمد بارش لبخند!
ابر را ، پاره خواهم كرد.
من گره خواهم زد ، چشمان را با خورشيد ، دل ها را با عشق ، سايه ها را با آب ، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پيوست ، خواب كودك را با زمزمه زنجره ها.

بادبادك ها ، به هوا خواهم برد.
گلدان ها ، آب خواهم داد.

خواهم آمد ، پيش اسبان ، گاوان ، علف سبز نوازش
خواهم ريخت.
مادياني تشنه ، سطل شبنم را خواهد آورد.
خر فرتوتي در راه ، من مگس هايش را خواهم زد.

خواهم آمد سر هر ديواري ، ميخكي خواهم كاشت.
پاي هر پنجره اي ، شعري خواهم خواند.
هر كلاغي را ، كاجي خواهم داد.
مار را خواهم گفت : چه شكوهي دارد غوك !
آشتي خواهم داد .
آشنا خواهم كرد.
راه خواهم رفت.
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت.

خدای ما ! بابا تو دیگه کی هستی ؟!
پري كوچولو

شبی از شبها مردی خواب عجیبی دید. او دید كه در عالم رویا پا به پای خداوند روی ماسه‌های ساحل قدم می زند و در همان حال، در آسمان بالای سرش، خاطرات دوران زندگی اش به صورت فیلمی در حال نمایش است.

او كه محو تماشای زندگیش بودف ناگهان متوجه شد كه گاهی فقط جای پای یك نفر روی شنها دیده می‌شود و آن هم وقتهایی است كه او دوران پر درد و رنج زندگیش را طی میكرده است.

بنابراین با ناراحتی به خدا كه در كنارش راه می‌رفت رو كرد و گفت:

پروردگارا... تو فرموده بودی كه اگر كسی به تو روی آورد و تو را دوست داشته باشد، در تمام مسیر زندگیش كنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی كرد. پس چرا در مشكل‌ترین لحظات زندگی ام فقط جای پای یك نفر است، چرا مرا در لحظاتی كه به تو سخت نیاز داشتم، تنها گذاشتی؟

خداوند لبخندی زد و گفت:

بنده عزیزم، من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته‌ام. زمان هایی كه در رنج و سختی بودی، من تو را روی دستانم بلند كرده بودم تا به سلامت از موانع و مشكلات عبور كنی!

 

       

+تاريخ سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 21:16  نويسندهمجید راد منش  | 

قدرم را بدان

می دانم روزی فرا می رسد که حسرت روزهای با هم بودنمان را بکشی...

 

می دانم پشیمان خواهی شد از اینکه یک قلب عاشق را شکستی !

 

می رسد روزی که با چشمهای خیس روزی صدها بار متنهایی که به عشق تو نوشتم

 

را بخوانی و قدر آن لحظه که با من بودی را بدانی....

 

می دانم پشیمان می شوی ! دیگر کسی مانند من در قلبت متولد نخواهد شد ...

 

مانند من دیگر کسی نیست که دیوانه وار عاشق تو باشد و تو را از ته دل

 

دوست داشته باشد!

 

قدرم را  ندانستی ای بی وفا.... آن زمان قدر مرا خواهی دانست که دیگر نمی توانی

 

مرا ببینی و آن زمان برایت یک گمشده خواهم بود....

 

مانند من دیگر کسی در زندگی ات نخواهی دید ، کسی که شب و روز به یاد تو

 

هست و از غم نبودنت چشمهایش لحظه به لحظه بارانی است....

 

می دانم روزی فرا می رسد که برای یافتنم به کهکشانها نیز سفر خواهی کرد !

 

می دانم روزی فرا می رسد که با خود می گویی ای کاش که قلبش

 

را زیر پاهایم له نکرده بودم ، ای کاش قدر آن اشکهایی که برایم

 

می ریخت را می دانستم!

 

من می روم تا قدرم را بدانی ، تا هستم و عاشقت هستم و هنوز

 

هم دیوانه وار تو را دوست دارم مرا باور نمی کنی ، اما لحظه ای که می روم

 

و دیگر هیچ نام و نشانی از من نیست پشیمان می شوی که چرا قلب

 

عاشقم را باور نکردی!

 

می روم تا معنای عشق را بفهمی و بدانی که از ته دل عاشقت بودم ....

 

می روم تا یک بی وفا مثل خودت به زندگی ات بیاید و قلبت را بشکند و تو را تنها بگذارد!

 

آن زمان است که معنای تنهایی را خواهی فهمید!

 

می رسد آن روزی که برای یافتنم از هفت دریا و هفت آسمان بگذری!

 

افسوس که آن روز دیگر قلبم برای تو نیست ، عاشق تو نیست ....

 

تا هستم ، عاشقت هستم و دوستت دارم مرا باور کن ، تا پرستویی نیامده

 

و مرا همراه با خود نبرده است مرا درک کن که اگر رفتم دیگر نخواهم آمد

 

آن لحظه است که خواهی فهمید من چقدر تو را دوست داشته ام ....

 

تا هستم مرا باور کن زیرا اگر رفتم دیگر مرا نخواهی دید!

 

امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست....
 
فردا که میایی به سراغم ، نفسی نیست....

 

 


 

 



 

سجاده عشق

هستم و تو هستی و یک فاصله بین ما !

 

 

 

من تنها هستم و عاشق هستم و دلتنگ یار !

 

 

 

لحظه هایی بود که هر گاه دلتنگت میشدم کار من اشک ریختن بود و غصه خوردن !

 

 

 

مدتیست که دیگر دلتنگت نمیشوم ، بر سر سجاده عشق سجده میکنم و تو را دعا میکنم!

 

 

 

با خدا راز و نیاز میکنم !

 

 

 

آخر سر یک سجاده خیس به جا می ماند و یک دل خالی از درد و دلتنگی!

 

 

 

کار من شب و روز راز و نیاز با خداست ، دو چشم خیس و یک دل خالی از درد سهم من از دیدار با اوست!

 

 

 

سجده میکنم در برابر او که ما را یاری میدهد ، و روزی ما را به هم خواهد رساند !

 

 

 

من که امیدوارم به فرداهای با تو بودن ، تو نیز با امیدواری من امید داشته باش به خدای خویش!

من هستم و روز و شب راز و نیاز با خدا ، یک دل پر از راز هست و تو هستی که تنها نیاز منی !

 

 

من هستم و روز و شب راز و نیاز با خدا ، یک دل پر از راز هست و تو هستی که تنها نیاز منی !

 

 

 

بعد از ذکر کلام خدا ، نام مقدس تو را زمزمه میکنم ، برای خدا ، برای دلم !

 

 

 

ما را به هم برسان ای بخشنده ترین ، ای مهربانترین!

 

 

 

ما تنها امیدمان تویی ، تنها تویی که میتوانی خوشبختیمان را تضمین کنی!

 

 

عشق ما پاک است ، قبله ما مقدس است ، این زیباترین لحظه عاشقیست!

 

 

 

وقتی درد دلم را با خدای خویش در میان میگذارم ، احساس آرامش میکنم ، احساس

 

 

 

میکنم او که تنهاست درد مرا میفهمد و میداند که من چه آرزویی را در دل دارم!

 

 

 

کار من شب و روز دعاست ، به خدا عشق ما بی ریاست!

 

 

عشق ما مقدس است ، خدا با ماست ، همین برای من و تو بس است!

 

 

 

سجده میکنم در برابر او ، دعا میکنم تو را ، و میگویم راز دلم را با او و از او میخواهم که

 

 

 

مرا به تنها آرزویم که رسیدن به تو است برساند

+تاريخ پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 19:10  نويسندهمجید راد منش  | 

چای خوردن حق مسلم ماست

سلام؛
آخه من نمی‌دونم چرا بعضی از محققين محترم همش دنبال اينند که برای ملت دردسر درست کنن. اين عيديه که شيراز بودم از چند نفر شنيدم که آقا چه نشسته‌ايد که منشأ بسياری از بيماريها همين چايی هست که می‌خوريد و چای چنان ماده (زبانم لال) بدو بکار نخوری است که هيچ حيوانی برگ چای را نمی‌خورد و حتی هيچ آفتی هم سراغ اين گياه نمی‌آيد.... هزار جور از اين حرفها

آقا خيلی بهم برخورد و ديدم اگه همينجور پيش بره همين روزهاست که چای هم به سرنوشت انرژی هسته‌ای دچار بشه.اينبود که شروع کردم به تحقيقات علمی ودرباره محاسن ومزايای چای و بالاخره توانستم موارد زير را درمورد چای بيابم:

  1. در پژوهشي كه توسط يك تيم بين المللي از دانشجويان در مورد اثر چاي در كاهش آب مرواريد صورت گرفته است، دريافته اند كه تركيبات پيچيده اجزاي موجود در چاي معمولي در كاهش آب مرواريد مؤثر است.چاي به عنوان يك منبع غني از آنتي اكسيدانت ها مي تواند اثرات زيانبار راديكال هاي آزاد را كم كند. راديكالهاي آزاد يك گونه از تركيبات سنگين هستندكه قابليت دوباره فعال شدن را دارندو در سرعت بخشيدن بسياري از بيماريها نقش دارند. چاي يك تركيب عالي از پلي فنيل ها دارد كه مي تواند با دي توكسيفاي هاي اين تركيبات سمي كه در بدن به طور طبيعي توليد مي شوند مقابله كند.
  2. علت اينکه برخی افراد دارای موهای سست و براق و فاقد پيچش طبيعی هستند نقص در سيستم آنزيمی سنتزالاستين می‌باشد بدينگونه که برای استحکام بيشتر موها لازم است که بين ملکولهای سيستئين(اسيد آمينه گوگرددار موجود در کراتين که از اجزای اصلی تشکيل دهنده پروتئين مو است) پيوند دی‌سولفيدی ايجاد شود که وظيفه ايجاد اين پيوند بر عهده پلی فنيل اکسيداز Poly phenyl Oxidase است. که چای يکی از منابع سرشار پلی فنيل اکسيداز است.
    توضيح : اين تيکه بالا خيلی قلمبه شد و خودم هم با کلی بدبختی تونستم بفهمم که چيه ولی خلاصش اين ميشه که پلی فنيل موجود در چای در استحکام بخشيدن به پيوند سلولهای مويی نقش مهمی ايفا می کند
  3.   يک پژوهش جديد دانشگاه شيكاگو نشان داده است كه چاي ميتواند در حفاظت از دندانها موثر باشد. لايه‌اي به‌نام پلاك ميكروبي كه بسيار چسبنده است، با قرار گرفتن بر روي دندان و ترشح اسيد موجب از بين رفتن و حل شدن ميناي دندان ميشود. تحقيق اخير نشان داده است كه پلی فنيل موجود در چای با غيرفعال كردن آنزيمهاي باكتريهاي دهاني، باعث عدم فعاليت آنها شده و به كمك آن پلاكهاي دنداني غيرفعال ميشوند و از روند پوسيدگی‌زايي آنها جلوگيري ميشود. در اين تحقيق، از چاي به‌صورت يك دهانشويه استفاده شده و در دهان گردانده شده است اما نوشيدن چاي هم به دليل در تماس قرار گرفتن آنها با دندان ميتواند به از بين بردن پلاك كمك كند. از سوي ديگر چاي به علت داشتن مقاديري فلورايد، در حفظ استحكام ساختمان دندانها موثر است.
  4. چای در جلوگيري از پيشرفت آرتروز موثر است، به تراكم استخوانها كمك ميكند،
  5. افراد را در مقابل سرماخوردگي، فشارخون بالا و پاركينسون مقاوم ميكند.
  6. يک موسسه تحقيقاتی در سوئيس به مرئم توصيه کرد پس از انجام ورزشهای روزانه يک فنجان چای بنوشند اين موسسه تحقيقاتی علت اين توصيه را چنين بيان کرد:
    وجود پلی فنيل کائچين در چای موجب تقويت سبک متابوليسم در بدن می‌شود همچنين وجود آنتی اکسيدانهای قوی در چای باعث می‌شودکه ميزان راديکالهای آزاد در بدن (که معمولا بعد از تمرينات ورزشی زياد می‌شوند) به حداقل برسد
  7. بر اساس آنچه که در نشريه GAMA منتشر شده است خطر ابتلا به سرطان تخمدان در زنانی که روزانه حداقل ۲ ليوان چای مصرف می‌کنند ۴۶٪ کمتر از کسانی است که اصلاً چای مصرف نمی‌کنند. اين نتيجه از بررسی بر روی ۶۱۰۵۷ زن در سوئد حاصل شده است
  8. چای بدليل داشتن آنتی اکسيدان خطر حملات قلبی و سکته مغزی را بسيار کاهش می‌دهد
  9. همچنين خوردن چای خطر ابتلا به سرطان معده و مری را تا ۵۰٪ کاهش می‌دهد

 

البته با همه اين تفاسير يادمان نرود

  1.  هيچ چيز مطلق خوب يا مطلق بد نيست
  2. البته اين مزايايی که درباره مزايای چای گفتم درست است اما يادمان باشد که چای های خارجی که آغشته به رنگ‌های خوراکی هستند مضراتی را هم به همراه خواهند داشت.
  3. خوردن چای خوب است اما نه اينکه همراه هر ليوان چای ۴-۵ تا قند هم جويده شود
  4. در هر کاری هم افراط بد است و هم تفريط
+تاريخ چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 19:1  نويسندهمجید راد منش  | 

 


۩۞۩اگه عاشقی بیا تو نازنین دلشکسته ۩۞۩

بيا تو ضرر نميكني http://chehrehsazi.blogfa.com